نشستی پیرامون کتاب “مقدمهای بر عکاسی شهری” نوشتهٔ جیمز مایر با ترجمهٔ محمد فلاحنیا.
به گزارش حاشیه سود، در یکی از شبهای خردادماه، کافهکتاب شیرازه واقع در شهر شیراز، میزبان نشستی فرهنگی و تخصصی پیرامون کتاب «مقدمهای بر عکاسی شهری» نوشتهٔ جیمز مایر و ترجمهٔ محمد فلاحنیا بود. این نشست با حضور جمعی از علاقهمندان به هنر، عکاسی، معماری، و مطالعات شهری، فضای تازهای از گفتوگو میان «تصویر» و «اندیشه» رقم زد.
در این برنامه، علیرضا عیسوی، مدرس و پژوهشگر عکاسی، با نگاهی تحلیلی به مفاهیم بنیادین کتاب پرداخت و در سخنانی با عنوان «هر خیابان، تمامِ شهر نیست؛ و هر شهر، فقط خیابانهایش نیست.
به تفاوتهای عکاسی شهری با عکاسی خیابانی اشاره کرد. او گفت: «عکاسی شهری، فراتر از ثبت اتفاقات در خیابان است. خیابانها فقط بخشی از شهرند؛ اما شهر، کلیتی است پیچیده از فضا، حافظه، معماری، رفتار و زمان. در عکاسی شهری، عکاس در پی خوانش فضاست، نه صرفاً شکار لحظهها.»
عیسوی همچنین بر نقش نگاه انتقادی و خلاقانه در مواجهه با فضای شهری تأکید کرد و افزود: «شهر صرفاً یک بستر فیزیکی نیست؛ بلکه بستری اجتماعی، روانی و تاریخی است که عکاس میتواند آن را به تصویر بکشد یا به چالش بکشد.»

در ادامه، محمد فلاحنیا، مترجم کتاب و عکاس، درباره روند ترجمه و دغدغههای شخصی خود برای یافتن معنای “عکاسی شهری” سخن گفت او اظهار داشت:
«پرسش از معنای واقعی عکاسی شهری، نقطهٔ شروع من برای ترجمهٔ این کتاب بود. مایر در این اثر، بهجای ارائهٔ تعاریف خشک، وارد گفتوگویی میان عکاس و فضا میشود؛ جایی که تصویر، تبدیل به روایت میشود و عکاس، نهفقط یک ناظر، بلکه بخشی از روایت شهری است.»
فلاحنیا همچنین با اشاره به اهمیت حافظهٔ جمعی در هویت شهری ادامه داد: «وقتی شهر حافظهاش را از دست میدهد، انسان نیز بیریشه و سرگردان خواهد شد. عکاسی شهری تلاشیست برای حفظ آن حافظه، برای ثبت آن لحظات و مکانهایی که ممکن است در هیاهوی زندگی مدرن فراموش شوند. در این میان، عکاس شهری نهتنها یک مستندساز بصری، بلکه یک شاعر خاموش است که با دوربین خود مینویسد.»
پایان نشست با امضای کتاب توسط مترجم همراه بود، اما در واقع، آغاز راهیست برای دیدن دوبارهٔ شهر؛ شهری که در قاب عکس، به قصیدهای خاموش بدل میشود، گفتمانی که همچنان ادامه خواهد داشت؛ چرا که شهر، همواره چیزی برای روایت دارد، و دوربین، زبانی برای شنیدن آن روایت.









