مسیر شما :

اصالت با هنر است یا هنرمند؟

نگاهی تطبیقی به فلسفه‌ی هنر سنتی و مدرن

calendar

10 ژوئن 2025

code

کد خبر :14222

user

محمد ناصری راد

comment

بدون نظر

آیااصالت باهنر است یا هنرمند؟

به گزارش حاشیه سود، پرسش از اصالت، همواره یکی از بنیادی‌ترین دغدغه‌های اندیشه‌ی انسانی بوده است؛ خاصه آن‌گاه که پای هنر در میان است. آیا آن‌چه ما را متأثر می‌سازد، خودِ اثر هنری‌ست؟ یا این حضور هنرمند است که به اثر معنا می‌بخشد؟ در کدام‌یک از این دو، ریشه‌ی حقیقت نهفته است؟ این مقاله بر آن است تا این پرسش را در بستری تطبیقی، میان نگاه سنتی به هنر و فلسفه‌ی هنر مدرن، مورد بررسی قرار دهد.

هنر در سنت

در سنت، هنر امری مقدس است. هنرمند نه آفریننده‌ی مطلق، بلکه واسطه‌ای‌ست میان حقیقت و صورت. مولوی در آغاز مثنوی می‌گوید:

ما همه اجزای آدم بوده‌ایم / در بهشت آن لحن‌ها بشنوده‌ایم
این نوا از نی‌ست، و نی از او جدا / وز فراق، آتش شده در ما صدا

اینجا هنر، نه پدیده‌ای شخصی یا فردی، بلکه یادِ فراموش‌شده‌ای‌ست از عالمی پیشین. هنرمند، چون نی، توخالی‌ست؛ تهی‌شده از خود تا آوای حقیقت در او جاری شود. در چنین نگاهی، اصالت با هنر است، چراکه هنر آیینه‌ی حقیقت ازلی‌ست و هنرمند تنها بازتاب‌دهنده‌ی آن.

 

هنر مدرن / آفرینش در تبعید

در فلسفه‌ی هنر مدرن، معادلات دگرگون می‌شود. حقیقت از عرش به فرش می‌آید. آفرینش نه الهام از غیب، بلکه کنشی فردی‌ست.
مارسل دوشان، هنرمند قرن بیستم، با نصب یک “اورینال” در نمایشگاه و نامیدن آن به‌عنوان اثر هنری، اعلام می‌کند: این منم که تعیین می‌کنم چه چیز هنر است.
در این تلقی، هنرمند نه حامل پیام، بلکه آفریننده‌ی معناست. اصالت با هنرمند است و اثر، ادامه‌ی بدنِ او، زبانِ او، مقاومتِ او در برابر بی‌معنایی.

اما این آفرینش، در فضایی صورت می‌گیرد که از آسمان جدا شده؛ جهان بی‌امر قدسی، بی‌مرکز، پراکنده و مبهم. هنر مدرن، اغلب درد را فریاد می‌زند، نه راز را.

 

پلِ میان دو جهان / هنر به‌مثابه تذکر

آیا می‌توان راهی میان این دو نگره یافت؟ نه بازگشت کامل به سنت، نه غوطه‌خوردن در بحران مدرنیته؟ شاید بتوان گفت هنر، چه در قالب نی‌نامه‌ی مولوی باشد و چه در چیدمان اعتراضی یک هنرمند معاصر، نوعی تذکر است؛
تذکر چیزی که ازلی‌ست اما فراموش شده؛ حضوری که در پس غیبت نفس می‌کشد.
در این معنا، هنرمند نه پیامبر و نه خدا، بلکه راوی‌ست. راوی چیزی که از درون او می‌جوشد، اما از او نیست. اصالت نه در اثر، نه در هنرمند، بلکه در لحظه‌ی دیدار این دوست.

هنر، لحظه‌ی تولد معناست؛ آن‌گاه که ماده به واسطه‌ی نَفَسِ انسان، جان می‌گیرد.

 

آیا اصالت با هنر است یا هنرمند؟

باز می‌گردیم به پرسش نخست: اصالت با هنر است یا هنرمند؟
در سنت، پاسخ روشن است: هنر خود حقیقتی‌ست و هنرمند واسطه‌ی آن. در مدرنیته، پاسخ وارونه شده: اصالت با نگاه هنرمند است، و هنر بدون هنرمند معنا ندارد.

اما شاید راه سومی هم باشد. هنرمند، نه پیامبر حقیقت و نه خدای آفرینش، بلکه راوی‌ست. راوی چیزی که از درون و بیرون هم‌زمان می‌جوشد. اصالت، نه صرفاً در اثر و نه فقط در هنرمند، بلکه در لحظه‌ی دیدار این دوست؛
در جرقه‌ای که مخاطب را نیز شریک معنا می‌کند.

 

نتیجه‌گیری: هنر به‌مثابه پل

اگر هنر تنها بازگشت به بهشت باشد، در دام نوستالژی می‌افتد؛ اگر صرفاً روایت تبعید باشد، در دام پوچی. اما اگر بتواند لحظه‌ای خلق کند که انسان احساس کند چیزی را به یاد آورده که هرگز به‌یاد نداشته، آنگاه هنر بدل به پل می‌شود؛
پُلی میان اکنون و ابد، میان آدمی و امر قدسی.

به تعبیر والری:

هنر، آن لحظه‌ای‌ست که جهان، برای اندک زمانی، قابل تحمّل می‌شود.

منابع و مآخذ:

۱. مولوی، جلال‌الدین محمد بلخی.
مثنوی معنوی. تصحیح نیکلسون، انتشارات نگاه، تهران.

۲. هگل، گئورگ ویلهلم فریدریش.
درس‌گفتارهایی درباره‌ی زیبایی‌شناسی. ترجمه‌ی مسعود علیا، نشر مرکز.

۳. هایدگر، مارتین.
سرآغاز اثر هنری. ترجمه‌ی فرامرز پارسی‌نژاد، انتشارات ققنوس.

۴. دوشان، مارسل.
آثار و بیانیه‌های هنری، برگرفته از: Theories and Documents of Contemporary Art, ed. Kristine Stiles and Peter Selz, University of California Press, 2012.

۵. آرنهایم، رودلف.
هنر و ادراک بصری. ترجمه‌ی دکتر سیروس شمیسا، انتشارات سروش.

۶. گادامر، هانس-گئورگ.
حقیقت و روش (Truth and Method). ترجمه‌ی بخش‌هایی از آن در نشریه‌های هنر و فلسفه، دانشگاه تهران.

۷. دریدا، ژاک.
مقالات مرتبط با واسازی و مفهوم حضور در هنر، برگرفته از:
Writing and Difference, University of Chicago Press.

۸. ادوارد سعید.
جهان، متن، منتقد. ترجمه‌ی بهرنگ رجبی، نشر نی.

۹. تأملات در باب هنر اسلامی و نقش هنرمند در سنت عرفانی ایران، مقاله‌های منتشر شده در فصلنامه‌ی نامه‌ی فرهنگستان هنر.

۱۰. نصر، سید حسین/هنر و معنویت اسلامی. ترجمه‌ی انشاءالله رحمتی، نشر سوفیا.

نویسنده: محمد ناصریراد

https://hashiyehsood.ir/?p=14222
محمد ناصری راد
خبرنگار دیدگاه نیوز و حاشیه سود در شهر شیراز می باشد. وی مستندساز، تدوینگر و عکاس شیرازی است که فعالیت خود را از سال ۸۸ با انجمن سینما جوانان شروع کرده و ساخت مستندهای “دروازه حقیقت”، “من میخوام معتاد بشم”، “طاووس ها پرواز را نمیفهند”، “سوداگرانِ بی سودا”، “وداع”، “آبفروش”، “کتایون” و “فروزان” را در کارنامه دارد، وی در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و سینمایی قلم می‌زند .

بازتاب :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:: خبر جدید

:: گفتگو

[the_ad id="4347"]

:: یادداشت